دكتر عقيقى بخشايشي

108

طبقات مفسران شيعه ( فارسي )

تأويل قرآن را بياموز . اين دعا خود مىتواند بيانگر مراتب مقام تفسير و تأويل باشد و روش تفسيرى ابن عبّاس را نشان مىدهد : اولا : از محضر على ( ع ) فراوان بهره مىبرد . ثانيا : او از اصل مهم تفسير قرآن به قرآن استفاده نموده است . ثالثا : از شعر جاهلى براى مفردات قرآن سود مىجسته است . رابعا : با ديدى نقّادانه از اقوال و قصص اهل كتاب استفاده مىكرده است نهايت امر يكى از لغزشگاههاى تأويل همان تفسير به رأى است اگر قرار باشد هركس طبق برداشت خود از يك‌آيه يا روايت ، سخن بگويد آن‌وقت دهها و صدها رأى و نظر مختلف و متخالف ، پديد خواهد آمد ، اگرچه اختلاف علمى علماء مايهء رحمت است امّا گاهى هم مايه زحمت و دردسر مىشود پس با توجّه به حديث شريف كه به‌صورت متواتر نقل شده است مىتواند مؤيّد مطلب فوق باشد . آن مطلب اين است كه فقاهت در دين كه نخست در مطلع دعا قرار گرفته است آشنا شدن با ظواهر دين ، و عمل به سنن و احكام شريعت مىباشد ، يقينا چنين فردى از معانى و مفاهيم آن نيز اطّلاع خواهد داشت ، تعقيب نمودن فقاهت با كلمهء تأويل و آموزش تأويل قرآن ، آن‌سوى چهره و فراسوى مطلب را نشان مىدهد كه گامى بالاتر از ظاهر تفسير ، و حركتى بالنده به آن‌سوى مرزها است و گرنه تكرار مطلب از افصح مردم عرب ، انگيزه و موردى نخواهد داشت مشخّص است كه درجات و مراتب تأويل ، همانند : فقه و فقاهت متفاوت خواهد بود چون در بين اصحاب و ياران رسول خدا ( ص ) هم افرادى كه آشنا با معارف عاليهء الهى بودند برخى همانند : « نهر » و « رودخانه » و برخى هم همانند « بحر » و « اقيانوس » بودند مانند آن بزرگوارى كه بىمبالغه و بىاغراق مىفرمود : « سلونى قبل ان تفقدونى فو اللّه إنّى أعرف بطرق السماء من طرق الارض . . . » . « 1 » پيش از آنكه مرا از دست بدهيد هر نوع مسائلى داريد از من بپرسيد . . . لا تسألونى عن شيء الّا اخبرتكم عن كتاب اللّه ، فو اللّه ما من آية الّا و انا اعلم بليل نزلت ، ام بنهار أ فى سهل ام فى جبل ؟ « 2 » چيزى را از قرآن از من نخواهيد پرسيد مگر آنكه خواهم گفت به خدا قسم آيه‌اى در قرآن وجود ندارد مگر اينكه من آگاه‌ترم كه آيا در شب نازل شده است يا در روز ، در كوه نازل گشته است يا در دامنهء آن . . . . امّا تنزيل : مصداق مشخّص مورد نزول آيه است . تطبيق : ازاين‌رو كه مورد نزول آيه‌ى مشخّص نيست و قابل حمل و تطبيق بر ديگر موارد نيز مىباشد عنوان عامّ و شمولى آيه است نه مورد خاصّ و اختصاصى ، آنكه تفصيل آن خواهد آمد .

--> ( 1 ) رجوع شود به مقدّمات تفسيرى مجمع البيان ج 1 ، فن اوّل و دوّم ، تفسير البرهان ج 2 ، ص 61 ، سيوطى در الاتقان ج 2 ، ص 187 . ( 2 ) بحار ج 10 ، ص 125 ؛ به نقل از نهج‌البلاغهء مولا على ( ع ) .